اسماعیل خرمی
((جهانی شدن عبارت است از فرایند فشرد گی فزاینده زمان و فضا که به واسطه آن مردم دنیا کم و بیش وبه صورتی نسبتا آگاهانه در جامعه جهانی واحد ادغام می شوند. مصادیق این فرایند عبارتند از:1- کاهش هزینه هایی که زمان ، مکان و فضا بر ارتباطات و حمل و نقل تحمیل می کنند .2- فرسایش و فروریزی مرزها و دیگر عوامل محدود و مقید کننده امر اجتماعی .3- افزایش وابستگی متقابل انسانها در سطح جهان .4- همسانی ساختاری و نهادی جوامع مختلف.)) البته شایان ذکر است که چون ظهور این مفهوم با تکیه بر بعد اقتصادی آن است ، من هم بنا را بر این گذاشته ام که دلایل و عوامل جهانی شدن را از بعد اقتصادی بررسی نموده و ادراکات خود را بیان نمایم.
در غرب طی چندین دهه فدرتهای اقتصادی موجود در آن با تمام تلاش و توان خود در هر زمینه که میسر بوده ، سرمایه گذاری کرده و از بیشتر معادن و منابع به نحو احسن استفاده نموده اند و تقریبا سرمایه گذاری در آنجا اشباع شده و بدنبال یافتن سرزمینهایی که بتوان به راحتی سرمایه گذاری کرد هستند.و اکنون با در اختیار گرفتن تکنولوژی برتر تولید کالا و احتیاج مبرم به بازار فروش و مواد اولیه در تولید کالاهای صنعتی و غیر صنعتی شان که نقش بسزایی در اقتصاد آنها دارند ، نیاز به کشورهایی دارند که سرشار از دو مقوله بالا یعنی معادن و منابع هستند . بزگترین آنها را می توان از کشور های خاورمیانه ای و کشورهای شمال آفریقا را مثال زد که هم زمینه سرمایه گذاری و هم پول برای خرید کالادارند. کشورهایی چون ایران ،عراق ، عربستان، سوریه، لیبی، مصر، مغرب، قطر...... ،و حتی کشورهای شمالی دریای خزر بخاطر بعضی از مسایل از جمله شرایط ایدولوژیکی آنان و همچنین نبود امنیت سرمایه گذاری تقریبا بصورت بکر مانده اند و بجز استخراج مواد اولیه هیچ کارخانه و یا سرمایه گذاری نوینی ایجاد نشده است . بنا بر این این کشورها مراکز بسیار سود آوری برای غرب بحساب می آیند. ودولتهای غربی که به فکر منافع ملی و مردمی خود هستند (برخلاف دول خاورمیانه ای که بدنبال منافع ملی و مردمی خود نبوده و همیشه درصدد بودند که مردمان تحت سلطه خویش را مثل گاو دوشیده و به عنوان باج برای نگه داشتن موقتی حاکمیت غیر قانونی خودشان ، بر دهان قدرتهای بزرگ بریزند) به هر طریقی که شده می خواهند از این منابع غنی استفاده مناسب نموده و کشورشان را از تنگنای سرمایه گذاری آتی نجات داده و بر رونق بازار اقتصادی خودشان بیفزایند . در نتیجه سرمایه گذاری و بازار فروش جدید نیاز به امنیت اقتصادی دارد . ئ این انیت اقتصادی دقیقا در گرو امنیت سیاسی نهفته است . چرا که با بهم خوردن معادلات سیاسی امنیت اقتصادی نیز در پی آن دچار تزلزل شده و خطرات جدی نیز به دنبال خواهد داشت . لذا امنیت سیاسی نیز به دنبال ایجاد دموکراسی در جهان بدست می آید . درحالی که دموکراسی خود در تعالی مردم قرار دارد و اگر در جامعه ای دموکراسی حاکم نباشد حاکمیت ملی هر کشوری دیر یا زود دستخوش تغییرات اساسی خواهد شد . و در آن گروههایی برای ضربه زدن به هر نوع منافع دولت غیر دموکراتیک تشکیل خواهد یافت و حتی این گرهها ممکن است بر منافع کشورهایی که رابطه اقتصادی و سیاسی نزدیک با دولت غیر ایده آل خود دارند ضربه بزنند، و این ضربه زدنها می تواند به روشهای گوناگونی انجام پذیرد . از تمرد گرفته تا تشکیل گروههای بمب گذار و تروریستی کاملا اجتناب ناپذیر بنظر می رسد . و حتی در برخی از کشورهاگذشته از گروههای معارض به خاطر دوگانگی حکومت (مثل کشور ایران) ممکن است گونه دوم آن بنا به مصلحت فردی و مصلحتی مورد توافق گروه حاکم اقدام به بی امن کردن جامعه برای گرفتن ماهی، از آب گل آلود کنند. و با ایجاد گروههای فشار درصدد بهم زدن معادلات سیاسی و در پی آن نا امن کردن شرایط اقتصادی موجود باشند به عنوان مثال شیخی پیدا شده و فتوا بر حرام بودن تولیدات فلان کارخانه بنا به مصالح شخصی که در لباس دین ارائه میشود ، بدهد .
تاکنون بنا به همین عوامل هیچ کشور غربی حاضر به سرمایه گذاری کلان در کشورهای خاورمیانه ای و شمال آفریقا و حتی کشورهای آمریکای لاتین نیستند. چرا که هر سرمایه گذاری باید متضمن برگشت اصل سرمایه و سود آن باشد . بر این اساس ما شاهدیم که در سرمایه گذاری نوین جهانی هر کشوری را نسبت به وجود دموکراسی و ثبات حاکمیت ریسک بندی نموده و اذعان داشته اند که مثلا در فلان کشور ریسک سرمایه گذاری چقدر است . و بر این اساس شرکتهای چند ملیتی مثل کارتلها و تراستها دقیقا به دنبال این ریسک بندی اقدام به سرمایه گذاری در کشورهای خارجی می کنند.
بنابرین کلیه کشورهای غربی از اتحادیه اروپا گرقته تا امریکا بر این باورند با وجود حکومتهای دیکتاتور و غیر دموکراتیک نه می توان به طرف جهانی شدن رفت و نه می توان منافع دول خود را در جهان گسترش داد بنابرین انان در این صددند که با ایجاد دمو کراسی در کشورهای ثالث پر از منابع زیر زمینی وانسانی می توان به منافع ملی خودشان دست یابند یعنی ایجاد دموکراسی در این کشورها منافع انان را تامین می نماید البته شایان ذکر است که با ایجاد دموکراسی و رسیدن کشورهای غربی به منافعشان تنها آنان نیستند که از این ماجرا سود می برند چرا که در جامعه دموکراتیک همه چیز بر پایه دو جانبگی بوده و پراپگانداهای استثمار ویا استعمار معنی ندارد ودر صورت سرمایه گذاری دول غربی علی رغم اینکه آنان به منافع خودشان دست می یابند کشورهای شالوده سرمایه گذاری نیز بخاطر ایجاد اشتغال وسیع و برابری دستمزد بین خود و دول غربی از این ماجرا سود میبرند و بامساوی شدن دستمزدها، خدمات نیز در توالی آن برابر میشود ، در این صورت هیچ تفاوتی نمی کند که کسی در افغانستان زندگی می کند یا در آمریکا به عنوان مثال خوشبختی وگرفتاری یک کار گر آمریکایی همان خوشبختی و گرفتاری کارگر افغانی نیز به حساب خواهد آمد.
در مورد سرمایه گذاری خارجی و نتیجه آن که یکی از درهای بزرگ جهانی شدن می باشد می توان به توسعه صنعت چین و مالزی اشاره کرد . با باز شدن درهای کشورهای سرمایه گذار بر روی خود رقابت عظیمی را بین خود و سایرین را شاهد بوده و پیشرفت اقتصاد آنها را نظاره گر هستیم. افزایش رشد اقتصادی هر ساله آنها نشانگر اثبات ادعای فئق می باشد.
در بعضی از موارد کشورهای غیر دموکراتیک بخاطر آنکه همیشه درهایشان بخاطر عدم امنیت برگشت سرمایه و سود سرمایه گذار بر روی دول توسعه یافته بسته است ، بعضا شاهد یک یا دو کشور نسبتا پیشرفته بدون رقابت جهانی اقدام به سرمایه گذاری در آن کشورها نموده اندکه نه تنها هیچ سودی را برای کشورهای جهان سومی نداشته ، حتی باعث دردسرهای بزرگ جهانی شده است .
بنابر این کشورهای توسعه یافته جهانی شدن را خط و مشی اساسی خود قرار داده و هر مانعی که بر سر راه آن قرار میگیرد از هر پارامتری برای یرچیدن آن استفاده می کنند. پارامترهای آنان از حمایت گروههای دموکراتیک ، برای اصلاح رژیم های خود کامه گرفته تا فشارهای بین المللی و نهایتا استفاده از ابزار زور و جنگ را دریغ نمی ورزند. بدین معنا آنان ادامه حیات خود را در جهانی شدن و ایجاد دموکراسی در جهان می بینند. آقای دیوید هلد اذعان می کند که: سیاست ایجاد تغییرات سیاسی مطلوب غرب در جهان از طریق ساز و کارهای دموکراتیک به عنوان روند طبیعی جزئی از جهانی شدن تلقی می شود . و در این راستا هر چه که در جعبه آنان مناسب باشد برای برپایی دهکده جهانی استفاده می کنند و خود بر این باورند که دموکراسی محصول جهانی شدن بوده و دموکراسی سازی به عنوان به عنوان جهانی شدن تحت عنوان دموکراسی خواهی ملل غیر غربی فهم و تفسیر می شود . واز این طریق آنان با اتکا به روش دموکراتیک و با استفاده از تنها قانون جدید جهانی لایه های غیر دموکراتیک و معارض را بصورت قانونی کنترل و مهار خواهند کرد و با کنار زدن ادیان از قدرت و یکسان قرار گرفتن همه در برابر قانون ، فتاوی حلال و حرام نیز در چهار چوب اشخاص و چهار دیواری منزل خصوصی خلاصه شده و با ایجاد هر نوع بی امنی با توجه به مقبولیت قوانین جهانی ، رفتار خواهد شد. و گذشته از این هر کشوری با توجه به استعداد منابعی خود اقدام به جلب سرمایه نموده و در راستای رفاه عمومی قدم بر خواهد داشت .
لازم به ذکر است که سیر این مراحل البته که بدون خونریزی و قربانی نبوده و نخواهد بود . و خرابی هایی نیز به خاطر مقاومت با سیر تکاملی این روند ببار خواهد آورد. از اولین قربانیهای جهانی شدن می توان افغانستان را مثال زد . بخاطر اینکه قویترین گروههای تروریستی جهان در افغانستان جمع شده و مانع بزرگی بر سر راه سیاستهای جهانی شدن بود ، تمرکز غرب بر آنجا شدت یافته و با استفاده از ابزار جنگ اقدام به برچیدن غائله فوق نمودند. علی رغم اینکه جنگ افغانستان مرحله ای از جهانی شدن بود اما به کشتار بی رحمانه چندین ساله افغانیها را با یکدیگر پایان داد.ماجرای عراق پله دوم جهانی شدن به حساب می آید که از فاز نظامی استفاده شد حمله به عراق کاملا استراژیکی بوده و با فتح آن تسلط بر کشورهایی مثل ایران ، سوریه عربستان و.....سهولت می بخشیداگر چه در حمله به عراق آمریکا ، انگلیس و اسپانیا با سایر دول غربی در اختلاف بودنداما این اختلاف در راستای منافع کوتاه مدت کشورهای اروپایی بود و اختلاف بر سر اصل موضوع نبوده بله در روشها و زمان خلاصه می شده است و در منافع بلند مدتشان خصومت و اختلاف جانبی به چشم نمی خورد برای اثبات ادعای فوق می توان به اندشه ایجاد خاورمیانه بزرگ توسط آمریکا و همراهی اتحادیه اروپا اشاره کرد در این فرایند آمریکا میل دارد خاورمیانه ای بزرگ بدون حاکمیت دینی در منطقه ایجاد نماید و با کوچک کردن دولتهای بزرگ مثل ایران و عربستان و تقسیم آنان به چند ناحیه قومی و ملیتی از قدرت آنان کاسته و از تنشهای موجود منطقه ای تا آنجا که ممکن است کم کرده و میدانی برای گستاخی و نهایتا رودر ویی در بین نباشد .دولت آمریکا در شرح ابتکار خاورمیانه بزرگ ادعا می کند هدف از آن اشاعه مردم سالاری از طریق برگزاری انتخابات مورد حمایت کشورهای گروه 8 ، راه اندازی رسانه های مستقل ، حمایت از جامعه مدنی و باز سازی جامع آموزشی در منطقه است. این ابتکار" خاورمیانه بزگ" دولت آمریکا تا حد زیادی مشابه با " روند بارسلون" است ."روند بارسلون"به توافقنامه ای گفته می شود که وزیران خارجه 15 کشور اتحادیه اروپا در بارسلون با نمایندگان بسیاری از کشورهای اسلامی حوزه دریای مدیر ترانه امضا کردند . که هدف از آن ایجادیک منطقه صلح آمیز و پایدار و همچنین تاسیس یک منطقه آزاد تجاری بین کشورهای فوق بود. ....بنابر این ما شاهدیم که آمریکا و سایر دول غربی منافع یکسانی در جهانی شدن و ایجاد کشورهایی با حکومت دموکراتیک دارند . و هرچه که از دستشان بر می آید انجام خواهند داد .
چنان که در بالا اشاره شد جنگ و زور تنها ابزار مورد استفاده در روند جهانی شدن نبوده و نخواهد بود و جنگ آخرین آنهاست . به عنوان مثال پروسه "کره شمالی " را با استفاده از نفوذ کشورهایی چون روسیه ، ژاپن ، چین و کره جنوبی و...می خواهند بدون جنگ ماجرا راپایان یافته تلقی کنند . اما ممکن است جریان سایر کشورها مثل ایران یا لیبی و یا عربستان کاملا متفاوت از مقوله بالا باشد .
این روند تا آنجا ادامه پیدا میکند که خواسته های آنان برآورده شود. و خواسته های آنان نیمی از خواسته های مردمانی که در یوغ استبداد و دیکتاتوری زندگی می کنند بر آورده خواهد ساخت . ایجاد حکومت دموکراتیک و مردم سالار کمک شایانی به روند جهانی شدن خواهد نمود. اگر مردم تصور کنند که هیچ تاثیری بر سرنوشت خود نداشته و حکومتشان در راستای خدمت به خلقشان قدم بر نمی دارند و از آنان فکر کردن و اندیشیدن و ابراز عقیده و تشکیل احزاب و سندیکاهای صنفی سلب شده و کسی به فکر آنان نیست ، جنگ بین خود و دیکتاتورها ادامه داشته و این جنگ دراز مدت بر روند جهانی شدن مانع بزرگی خواهد بود.
این پروسه احتمالا چندین سال طول خواهد کشید تا به ایده آل مورد نظر کشورهای توسعه یافته و جهان سوم برسد پس از رسیدن به ایده آل مورد نظر اگر اتفاق غیر منتظره ای نیفتد ، جهان به سوی توسعه و صلحی پایدار پیش خواهد رفت که منجر به تشکیل دهکده جهانی خواهد شد و دنیا با کار ، تفریح و رفاه شکوفه خواهد زد . مرزها برداشته شده نیاز انسان به یکدیگر افزایش یافته و هر اتفاقی که در این سوی دنیا بیفتد بر زندگی مردمان آن سوی دنیا تاثیر خواهد گذاشت .
اما با فرض اثبات تمامی موارد فوق روند جدیدی با چالش کارفرماها و شرکتها بخاطر سود بیشتر و چانه زنی کارکنان بخاطر دستمزد بالا شروع شده و تغییر و تحولی بنیادین را در بر خواهد گرفت که در این بحث نگنجیده و به بحث دیگری موکول می نماییم.
منابع:
1- جهانی شدن ، فرهنگ، هویت: دکتر احمد گل محمدی
2- جهانی شدن:دیوید هلد
3- خاورمیانه بزرگ:ایرنا
+ نوشته شده توسط اسماعیل خرمی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت
19:14 |